آبده هاي سلاطين غزنوي:
ابده های سلاطین غزنوی:
محمود غزنوی:
محمود ابن سبگتگین ملقب به سیف الدوله وغازی در360خ متولدشده ودر421خ دراثر مرض سل گزشت.
محمود بعد ازپدرش سبگتگین ومقابله بابرادرش اسماعیل در389خ به قدرت رسید محموداولین پادشاه مستقل وبزرگترین فرد خاندان غزنویان است وبه دلیری وفتوحات وآوردن غنایم ازهند معروف است محمود اولین فرمانروا درقلمرو حکومت اسلامیست که به خودعنوان سلطان داد واستقلال خودرا ازدستگاه خلافت نشان داد.
غزنه رامرکزگزید وامپراطوری اوشامل افغانستان،بخش های عمده ایران امروزی،شمال غرب هند وقمت ازپاکستان امروزی میباشد.
مسعودغزنوی:
مسعود ابن محمود ازپادشاهان بزرگ غزنوی بود که درسال432خ بدست لشکریانش زندانی وبه قتل رسید.
مسعود دراوایل قدرت بین مردم شهرت زیاد داشت ولشکریانش اورادوست داشت اما بعد ازاینکه وزیرکاردانش حسنک وزیر رابه قتل رساند بین مردم ولشکریانش منفورشد.
لشکرکشی هایی به هندوستان کرد وبعد ازاینکه سلجوقیان به رهبری طغرل به خراسان حمله نمود مسعود شکست خورد وقلمرو غزنویان محدود شد به منازطق غزنین ،نواحی اطراف غزنین وشمال غربی هندوستان.
بنا های سلا طین غزنوی
سلا طین غزنوی ازجمله محمود ومسعود بنا های زیادی را ساختند.گرچه امروز کمتر اثری ازآنها باقی مانده است.تاثیرات آب وهوا مصایب طبیعی،زمین لرزه،سیل،خرابی های ناشی ازجنگ،استفاده از مواد کم دوام دربنای آبده ها وسرقت رفتن مصالح ساختمانها توسط سارقین باعث گردیده که اکثراین آبده های زیبا ومجلل که درعصر خویش بینظیربوده دوام نکرده وازبین برود.
هرچند گاهی مؤلفان تاریخ غزنویان ازساختمان های یاد میکند که چند دهه قبل از تالیف کتاب آنها اعمارگردیده ودرزمان نوشته آثارآنها یا قثماٌ تخریب گردیده ویا کاملاٌ ازمیان رفته است.
ناظم برخی آثار عمومی این سلسله ازجمله محمودرا ذکرمیکند که مشتمل است برپل ها، قنوات،آبروهای آبیاری،منارها واماکن امن مسکونی.
ازآنجله اشاره میکنیم به بند محمودی درشمال غزنین که درزمان سلطان محمود اعمارشده وهنوزپابرجاست ومانند گزشته درآبیاری غزنه نقش ارزنده دارد. غزنی خود گاهی دستخوش سیل میشده که سبب آن باران های سیل آسا ویاذوب برفها وجاری شدن آن دربستر رودخانه ای بود که ازوسط غزنین میگزرد.
بیهقی ازسیل مصیبت زایی یادمیکند که درسال 422ق جاری گردید واکثربازارها وکاروانسرا های شهررادرهم کوبید ومسعود را به ساختن پل بزرگ واداشت که این پل چندین قرن پابرجابود اما سیلاب های سال1382 غزنین را به یاد روزگارقدیمش انداخت سیلاب 82 باعث تخریب قسمتی ازبندمحمودگردید ومسیررودخانه غزنین راازپل گرفته تا منازل مسکونی ویران ساخت که درآنمیان پل مسعود نیزشامل بود.
آبده های محمود
درقسمت آبیاری بندها ونهرهای محمود ازغزنین شروع تاهرات وبادغیس قابل دکراست.
ازمعماری های این دوره مقابر سبگتگین ومحمود هنوزپابرجاست.منار های مسعود وبهرام نمونه دیگرازمعماری های این دوره بوده که هردو باقاعده 8 ضلعی ساخته شده وبافاصله 500 مترازهمدیگردرشرق غزنین موقعیت دارد.
کاوش های هیأت باستانشناسی فرانسوی درسالهای 1949ـ1951 طرح کاخ بزرگ لشکری بازار غزنوی دربست(قلعه بست کنونی)راروشن ساخته است.
ازآنجایکه مقدسی ازعسکردرآنجا سخن میگوید،به نظرمیرسدکه احتمالاٌ کارهای ساختمانی لشکری بازار درزمان سبکتگین اغازشده باشد. بیهقی این لشکرگاه دشت چوگان بست رابه سلطان محمود پیوند میدهد وادعادارد که مسعودبناهای برآن افزود وتازمان تألیف کتابش یعنی سی سال بعد پابرجابود.
گرچند ازمجموع بنا های سلاطین غزنوی در ولایات تنها لشکری بازار دربست بجامانده است اما ازنوشته های بیهقی درمیابیم که غزنویان درهریک ازشهر های مهم قلمروخویش کاخها وباغهای داشته اند.ازجمله درهرات سرای عدنانی وجود داشت که مسعود مجدداٌ انرااعمار نمود وبناهای بران افزود. همچنان محمود دربلخ بازار پرسودی بنام بازار عاشقان وباغ باشکوه داشت که هزینه مرمت ونگهداری آنرامردم محل به عهده می گرفتند.احتمالاٌکاخ عبدالعلی نیزدراین محل بنا گردیده بود.
مسعود باطرح خود درشادیاخ اطراف نیشاپورکاخی با برج های بلند ومیدانهای برای اقامت اداری غزنویان بنا نمود زیراقبل ازساختمان این کاخ چنین اقامت گاهی درنیشاپورنداشتند.
درخود غزنه محمود کاخی درافغان شال داشت وباغ صدهزاره ،کوشک شپید وباغ زابلی ازآثار دیگراوست.
یادگار دیگرمحمود درغزنه کاخ وباغ فیروزیست که محل عیش ونوش محمود بشمارمیرفته وبعد ازمرگش ویرادراین باغ بخاک سپرده است.
آبده های مسعود:
مسعود خواست سلطنت خویشرا با کاخ نو آغازنماید وبرآن شدکه باطرح خود کاخ جدید رادرغزنه برای خود بنا کند.که قسمت عمده این بنا ازخشت خام بود وخشت پخته تنها دردیوارهای کوتاهتر استفاده میشد،تهداب این بناازسنگ ساده ومرمر تنهابرای کتیبه هابکاربردند. اما طلا ودیگر مصالح فاخری را که ازهندوستان بدست میاورد درساختمان این کاخها ومسجید ومدرسه که محمود پس ازسفرجنگی به قنوج ومهره ساخته بود نیز بکار میرفت.
پیکره هاوتندیسهای هندی که درسالهای اخیر درغزنه یافت میشد حاکی از آنست که غزنویان این تندیسها رابیادگاری پیروزی ازجنگ درکاخهای خود نصب میکرده اند.
هزینه های که صرف ساختمان ونگهداری این بناها وباغهامیگردید وتأمین معاش پرهزینه ساکنان این بناها بایستی بارسنگینی بردوش درآمدهای دولت ومالیات دهنده گان بوده باشد. این بنا هاخود بارسم باستانی خاور یعنی بیگار گرفتن مردم اعمارمیگردید.که ویتفوگل آنراخصوصاٌ ازاختصاصات«جوامع وابسته به نظام آبرسانی» توصیف میکند.شواهدی دردست است که درعالم ایرانی هم دردوره های پیش ازاسلام وهم پس ازآمدن اسلام درموارد که ساختن بناهای عظیم ضرورت میافت ازتوده های بیگار کارمیگرفتند تصور میگرددکه شاپوراول ساسانی نیشاپور راباتحمیل بیگاری بر مردم محل ساخته بود.
همچنان بیهقی درچند جای کتابش به علاقه شدید مسعود درساختن بناها ومهارت آن درمعماری وطراهی ساختمانهایش تاکید میکند اتمام کاخ نو مسعود درغزنه که چهارسال طول کشید هفت میلیون درهم هزینه برداشت .
همچنان بیهقی میگوید :درزمانیکه اوکتابش رامینوشت ازویرانی براین کاخ خلل ها رسیده بود.
میپردازیم به معرفی بند سلطان محمود:
: بند سلطان
بند سلطان که بعد از اعمار آن تا الحال دره ای خواجه عمری را سرسبز وسیراب ساخته است در ارتباط تاریخچه ای آن معلوماتی مختصر حضور شما ارایه مینمایم.
این بند که در شمال خواجه عمری بمنظور ذخیره آب برای زراعت در جنوب شهر غزنی از مناطق منگور و قره باغی و آرزو (اورزو) میگذرد وبلاخره در آب ایستاده مقرختم میگردد تهدابگذاری و اعمار گردیده و بنام بند سلطان مشهور است.
اگر از تاریخ امپراطوری سلطان محمود غزنوی که از سال(1030-998 م)برابر به (337-409 ه ش ) تا امروز بشماریم این بند قدامت هزار ساله را دارد, باید خاطر نشان ساخت که بند فعلی را که هزار سال پیش سلطان محمود غزنوی اساس آنرا گذاشته بود نبوده بلکه به مرور زمان دیوار آن تخریب شده و از بین رفته است و یک قسمت از آثار و نمونه آن باقی مانده که امروز بنام بند کهنه مینامند.
کسانی که از بند سلطان باز دید نموده اند شاید مخروبه ای دیوار بند سابق را که در وسط بند نو یا جدید قرار دارد مشاهده نموده باشند یعنی بند سلطان کهنه کوچکتر از بند نو میباشد.
بند فعلی در زمان امیر عبدالرحمان خان (1901-1880م) برابر به (1259-1280ه ش) مجدأ درپیشروی بند سابقه اعمار گردیده است.
بند مذکور به فشار , جبر و اکثرأ بشکل بیگار بالای مردم غزنی وبخصوص اهالی خواجه عمری بدون امکانات تخنیکی تحت نظر انجنیران آلمانی اعمار گردیده است. طبق بعضی روایات اینکه کارگران روزانه (50) پول مزد میگرفتند. طوریکه در فوق از فشار و جبر یاد شد برای روشن شدن آن مثالی میآورم تا خود قضاوت نمایید: شخصی بنام غلام حسین پسر شکرالله که از خاندان محمد زایی و در منطقه چهلستون کابل زندگی داشتند که هم اکنون
درین منطقه قریه ای بنام شکرالله موجود است بحیث حاکم غزنی مقرر شد (چون غزنی دردوران حکمروایی عرالرحمان از نگاه تقسیمات ملکی ولایت شمرده نمیشد ویک حکمرانی بود).
درضمن وظایف محوله شان , تعمیر وترمیم بند سلطان نیز از طرف امیر عبدالرحمن بوی سپرده شده بود. نامبرده شخصی نهایت خود خواه, جابر و متکبر بود که تعمیر و ترمیم بند مذکور را طور بیگار بالای مردم انجام میداد کسیکه از حکم وی سر پیچی میکرد او را متمرد و سرکش گفته با وی برخورد شدید صورت میگرفت.
بند مذکور بعدأ از طرف امیر حبیب الله خان(1919-1901م)برابر به(1280-1298 ه ش) مورد توجه خاص قرار گرفته و در تر میم و آبادی آن سعی بعمل آوردند, قرار اظهار موسفیدان شخص امیر حبیب الله خان سوار بر فیل برای دیدن بند مذکور آمده بود که از طرف مردم مورد استقبال قرار گرفت . بند موجوده مدت زیادی از نظر افتاده بود تا اینکه در وقت محمد ظاهر شاه ترمیم مجد د صورت گرفت درین اواخر یک سلسله ترمیمات در بند مذکور صورت گرفته از آنجاییکه ترمیمات مذکور ذریعه اشخاص قراردادی انجام یافته چون کار شان پخته و اساسی نبوده در اثر فشار آب ذخیره شده یک قسمت دیوار آن به شکست مواجه گردیده ومقدار زیاد آب ذخیره شده سرازیر و باعث سیلاب مدهش و خرابی هزاران هکتار زمین زراعتی مردم خواجه عمری گردیده که حتی ضرر آن به تخریب دکان های شهر غزنی و از بین بردن اموال تجارتی دکانداران و پیشه وران گردیده است.
DACARموسسه
دردوران حکومت موقت کرزی این بند رامرمت نمود اما در سال1382 قسمت ازاین بند شکست وآبادی های مسیرخویش را اززمین های زراعتی گرفته تا مجلل ترین ساختمان های شهر غزنین راویران ساخت. بعد ازان اساسی تر اعمارگردید.